تبليغاتX
معرفی شخصیتهای نامدار ایران و جهان

معرفی شخصیتهای نامدار ایران و جهان

با مسئولیت آقای رضا محمدزاده

شعرای معاصر 2

با نهایت تاسف و تاثر شنیدیم که یکی دیگر ازشاعران بزرگ و نام آشنا ی این کهن مرز وبوم بعلت عارضه قلبی روز سه شنبه مورخ 8/8/86 ازاین بقعهء فنا به آن خطه بقاء شتافت وجامعه  فرهنگی وادبی بویژه شعر و شاعری را درسوک خود نشاند. او کسی جز قیصرامین پور شاعر متعهد و بلند آوازه کشورمان نیست .

قیصر امین پور

 

زندگینامه

تولد : 1338 خوزستان
قيصر امين‏پور متولد دوم ارديبهشت 1338 دزفول است .وي تحصيلات ابتدايي و متوسطه خود را در گتوند و دزفول به پايان برد سپس به تهران آمد و دکتراي خود را در رشته زبان و ادبيات فارسي از دانشگاه تهران در سال 1376اخذ کرد. وي فعاليت هنري خود را از حوزه انديشه و هنر اسلامي در سال 1358 آغاز کرد . در سال 1367 سردبير مجله سروش نوجوان شدو از همين سال تاکنون در دانشگاه الزهرا و تهران به تدريس اشتغال دارد.در سال 1382 نيز به عنوان عضو فرهنگستان ادب و زبان فارسي انتخاب شد. اولين مجموعه شعرش را با عنوان »تنفس صبح« كه بخش عمده آن غزل بود و حدود بيست قطعه شعر آزاد؛ از سوى انتشارات حوزه هنرى در سال 63 منتشر كرد و در همين سال دومين مجموعه شعرش »در كوچه آفتاب« را در قطع پالتويى توسط انتشارات حوزه هنرى وابسته به سازمان تبليغات اسلامى به بازار فرستاد. امين‏پور كه با تفكر دينى و انقلابى همراه با انقلاب بوده با توقع كاركردى انقلابى از شعر در قالب كلاسيك، عمدتاً به رباعى و دوبيتى توجه نشان داده و در فصل‏بندى كتاب عناوينى چون »فصلى با مردان خدا« و »فصلى با شهادت و شهيدان خدايى« و »گزيده رباعى‏ها و دوبيتى‏هاى انقلاب« را ثبت و ضبط مى‏كند كه در فاصله سال‏ هاى 57 تا 62 سروده بود. در سال 1365 »منظومه ظهر روز دهم« توسط انتشارات برگ وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به بازار مى‏آيد كه شاعر در اين منظومه 28 صفحه‏اى ظهر عاشورا، غوغاى كربلا و تنهايى عشق را به عنوان جوهره سروده بلندش در نظر مى‏گيرد. سال 69 برگزيده دو دفتر تنفس صبح و در كوچه آفتاب با عنوان »گزيده دو دفتر شعر« از سوى انتشارات سروش از وى منتشر مى‏شود. »آينه ‏هاى ناگهان« تحول كيفى و كمى امين‏پور را بازتاب مى‏دهد؛ در اين مرحله امين‏پور به بلوغ شعرى دست پيدا مى‏كند و به درك روشن‏ترى از شعر و ادبيات مى‏رسد. اشعار اين دفتر نشان از تفكر و انديشه‏اى مى‏دهد كه در ساختارى نو عرضه مى‏شود. آينه ‏هاى ناگهان، امين‏پور را به عنوان شاعرى تأثيرگذار در طيف هنرمندان پيشرو انقلاب تثبيت مى‏كند و از آن سو نيز موجوديت شاعرى از نسل جديد به رسميت شناخته مى‏شود. در اواسط دهه هفتاد دومين دفتر از اشعار امين‏پور با عنوان »آينه ‏هاى ناگهان 2» منتشر مى‏شود كه حاوى اشعارى است كه بعدها در كتاب‏هاى درسى به عنوان نمونه ‏هايى از شعرهاى موفق نسل انقلاب مى‏آيد. در همين دوران است كه برخى از اشعار وى همراه با موسيقى تبديل به ترانه ‏هايى مى‏شود كه زمزمه لب‏هاى پير و جوان مى‏گردد. پس از تثبيت و اشتهار، ناشران معتبر بخش خصوصى علاقه خود را به چاپ اشعار امين‏پور نشان مى‏دهند و در اولين گام، انتشارات مرواريد گزينه اشعار او را در كنار گزينه اشعار شاملو، فروغ، نيما و... به دست چاپ مى‏سپارد كه در سال 78 به بازار مى‏آيد. »گل‏ها همه آفتابگردانند« جديدترين كتاب امين‏پور نيز در سال 81 از سوى انتشارات مرواريد منتشر شد كه به چاپ‏هاى متعدد رسيد و با استقبال خوبى روبه‏رو شد. دكتر قيصر امين ‏پور در سال 1382 علي رغم تمايلش از سردبيري سروش نوجوان استعفا داد ، و هم‏اكنون ضمن عضويت در فرهنگستان زبان و ادبيات فارسى؛ در دانشگاه تهران و الزهرا تدريس مي كند وبه كارهاى پژوهشى مشغول است.

 

گاه شمار زندگي و آثار قيصر امين‏پور:
1338 -  تولد در گتوند ‌خوزستان . دوم ارديبهشت
44 - 1343 - تحصيل در مكتبخانه
49-1345 – تحصيلات ابتدايي در گتوند
57-1350 – تحصيلات دوره راهنمايي و دبيرستان در دزفول
1357- پذيرفته شدن در رشته دامپزشكي دانشگاه تهران
1358- انصراف از رشته دامپزشكي و ورود به دانشگاه تهران ، همكاري در شكل گيري حوزه انديشه و هنر اسلامي                                
71-1360 – دبيري شعر هفته‏نامه سروش
62-1360 – تدريس در مدرسه راهنمايي
1363 – انتشار كتابهاي ”تنفس صبح ”و” در كوچه آفتاب”
1363 – تغيير رشته به ادبيات فارسي دانشگاه تهران
1365 – انتشار ”طوفان در پرانتز” ( نثر ادبي ) و منظومه ”ظهر روز دهم” ( براي نوجوانان )
1366- بيرون آمدن از حوزه هنري ، آغاز دوره كارشناسي ارشد ادبيات
1367 – سردبيري ماهنامه ادبي – هنري سروش نوجوانان و آغاز تدريس در دانشگاه الزهرا
1368- انتشار ”مثل چشمه مثل رود” ( براي نوجوانان ) ، جايزه نيما يوشيج ( مرغ آمين بلورين ) ، همكاري در تشكيل دفتر شعر جوان
1369 – آغاز دوره دكتراي ادبيات فارسي
1370 – انتشار ”بي بال پريدن” ( نثر ادبي براي نوجوانان ) ، آغاز تدريس در دانشگاه تهران ، انتشار ”گفتگو‏هاي بي گفت و گو”
1372- انتشار ”آينه‏هاي ناگهان”
1375- انتشار ”به قول پرستو” ( براي نوجوانان)
1376- دفاع از رساله پايان‏نامه دكترا با عنوان ”سنت و نوآوري در شعر معاصر ”
1378- انتشار ”گزينه اشعار”
1380- انتشار ”گلها همه آفتابگردانند”
1382- برگزيده شدن به عنوان عضو پيوسته فرهنگستان زبان و ادب فارسي

1383-انتشار" سنت و نوآوری در شعر معاصر"
1385-انتشار "شعر کودکی"
1386-انتشار"دستور زبان عشق"


چند شعر:


        حسرت هميشگي


        حرفهاي ما هنوز ناتمام ...
         تا نگاه مي‌كني : 
                                 وقت رفتن است
         باز هم همان حكايت هميشگي !
         پيش از آن كه با خبر شوي !
         لحظه عزيمت تو ناگزيز مي‌شود
         آي ...
         اي دريغ و حسرت هميشگي ! 
         ناگهان
                         چقدرزود 
 
                                    دير مي‌شود
!



        الفباي درد 


        الفباي درد ازلبم مي‌تراود
        نه شبنم ، كه خون از شبم مي‌تراود


        سه حرف است مضمون سي‌پاره دل
        الف . لام . ميم . از لبم مي‌تراود


        چنان گرم هذيان عشقم كه آتش
        به جاي عرق از تبم مي‌تراود


        زدل بر لبم تا دعايي برآيد
        اجابت زهر ياربم مي‌تراود


        ز دين ريا بي نيازم ، بنازم
        به كفري كه از مذهبم مي‌تراود
 


        قاف


       و قاف


                    حرف آخر عشق است


      آنجا كه نام كوچك من
      آغاز مي‏شود!


+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 21:23  توسط رضا محمدزاده  | 

شعرای معاصر 1

 

برای علی (ع)

کشته عدالت

 

**حق  خدا ضربتی ازظلم خورد**

**نور معارف  به شب تار برد**

**شاه جهان بودو مه خوب روی**

**غرقه به خون شدهمه عالم بمرد**

رضا محمدزاده 

 

حسین پناهی

شاعری از نوع دیگر

حسین پناهی دژکوه در ۱۳۳۵ در روستای دژکوه از توابع شهرستان كهگيلويه (دهدشت-سوق)در استان کهکيلويه و بويراحمد متولد شد. پس از اتمام تحصيل در بهبهان به توصيه و خواست پدر براي تحصيل به مدرسه ي آيت الله گلپايگاني رفته بود و بعد از پايان تحصيلات براي ارشاد و راهنمايي مردم به محل زندگي اش بازگشت.چند ماهي در كسوت روحانيت به مردم خدمت مي كرد. تا اينكه زني براي پرسش مساله اي كه برايش پيش آمده بود پيش حسين مي رود.از حسين مي پرسد كه فضله ي موشي داخل روغن محلي كه حاصل چند ماه زحمت و تلاش ام بود افتاده است، آيا روغن نجس است؟ حسين با وجود اينكه مي دانست روغن نجس است،ولي اينرا هم مي دانست كه حاصل چند ماه تلاش اين زن روستايي، خرج سه چهار ماه خانواده اش را بايد تامين كند، به زن گفت نه همان فضله و مقداري از اطراف آنرا در بياورد و بريزد دور،روغن ديگر مشكلي ندارد.بعد از اين اتفاق بود كه حسين علي رغم فشارهاي اطرافيان، نتوانست تحمل كند كه در كسوت روحانيت باقي بماند. اين اقدام حسين به طرد وي از خانواده نيز منجر شد.حسين به تهران آمد و در مدرسه ي هنري آناهيتا چهار سال درس خواند و دوره بازيگری و نمايشنامه نويسی را گذراند.
پناهی بازيگری را نخست از مجموعه تلويزيونی محله بهداشت آغاز کرد. سپس چند نمايش تلويزيونی با استفاده از نمايشنامه های خودش ساخت که مدت ها در محاق ماند.
با پخش نمايش دو مرغابی درمه از تلويزيون که علاوه بر نوشتن و کارگردانی خودش نيز در آن بازی می کرد، خوش درخشيد و با پخش نمايش های تلويزيونی ديگرش، طرف توجه مخاطبان خاص قرار گرفت.
نمايش های دو مرغابی درمه و يک گل و بهار که پناهی آنها را نوشته و کارگردانی کرده بود، بنا به درخواست مردم به دفعات از تلويزيون پخش شد.
در دهه شصت و اوايل دهه هفتاد او يکی از پرکارترين و خلاق ترين نويسندگان و کارگردانان تلويزيون بود.
به دليل فيزيک کودکانه و شکننده، نحوه خاص سخن گفتن، سادگی و خلوصی که از رفتارش می باريد و طنز تلخش بازيگر نقش های خاصی بود. اما حسين پناهی بيشتر شاعربود. و اين شاعرانگی در ذره ذره جانش نفوذ داشت. نخستين مجموعه شعر او با نام من و نازی در ۱۳۷۶ منتشرشد،اين مجموعه ي شعر تا كنون بيش از شانزده بار تجديد چاپ شد و به شش زبان زنده ي دنيا ترجمه شده است.

کارنامه هنری حسین پناهی


فيلم ها :
گذرگاه /گال/تيرباران /هی جو/نار و نی /در مسير تندباد /ارثيه /راز کوکب/ سايه خيال/چاووش /اوينار /هنرپيشه/مهاجران /مرد ناتمام /روز واقعه/آرزوی بزرگ/بلوغ /مريم مقدس /قصه های کيش ( اپيزود اول، کشتی يونانی ) /بابا عزيز

مجموعه های تلويزيونی :
محله بهداشت/گرگها/رعنا/آشپزباشی/کوچک جنگلی/روزی روزگاری/مثل يک لبخند/ايوان مدائن/خوابگردها/هشت بهشت/امام علی/همسايه ها/دزدان مادربزرگ/آژانس دوستی/شليک نهايی/آواز مه

کتابها:
من و نازی/ستاره/چيزی شبيه زندگی/دو مرغابی درمه/گلدان و آفتاب/پيامبر بی کتاب/دل شير
علاوه بر اينها دو نوار با شعر و صداي حسین پناهی نيز منتشر شده است.«سلام خداحافظ» و « ستاره».

جوايز :

>> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (مهاجران)
[ دوره 11 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1371 ]

>> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل مرد (در مسیر تندباد)
[ دوره 7 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1367 ]

>> کاندید سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد (سایه خیال)
[ دوره 9 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1369 ]

>> برنده دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد (سایه خیال)
[ دوره 9 جشنواره فیلم فجر (مسابقه سینمای ایران) - سال 1369 ]

دو شعر زیبا از کسی که به نوعی دیگر می دید و فکر می کرد و می گفت

 

 

سلام , خداحافظ

 

سلام , خداحافظ

چیزی تازه اگر یافتید

بر این دو اضافه کنید

تا بل

باز شود این در گم شده بر دیوار....

 

اعتراف

 

من زندگي را دوست دارم ولي

از زندگي دوباره مي ترسم!

دين را دوست دارم

ولي از کشيش ها مي ترسم!

قانون را دوست دارم

ولي از پاسبانها مي ترسم!

عشق را دوست دارم

ولي از زنها مي ترسم!

کودکان را دوست دارم

ولي ز آئينه مي ترسم!

سلام رادوست دارم

ولي از زبانم مي ترسم!

من مي ترسم

پس هستم

اينچنين مي گذرد روز و روزگارمن!

من روز را دوست دارم

ولي از روزگار مي ترسم!

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 21:47  توسط رضا محمدزاده  | 

شعرای نامی 1

استاد محمد حسین شهریار

 

محمد حسین بهجت تبریزی در سال 1285 هجری شمسی در روستای زیبای « خوشکناب » آذربایجان متولد شده است.

 

او در خانواده ای متدین ، کریم الطبع واهل فضل پا بر عرصه وجود نهاد. پدرش حاجی میر آقای خوشکنابی از وکلای مبرز و فاضل وعارف روزگار خود بود که به سبب حسن کتابتش به عنوان خوشنویسی توانا مشهور حدود خود گشته بود.
شهریار که دوران کودکی خود را در میان روستائیان صمیمی و خونگرم خوشکناب در کنارکوه افسونگر « حیدر بابا » گذرانده بود همچون تصویر برداری توانا خاطرات زندگانی لطیف خود را در میان مردم مهربان و پاک طینت روستا و در حریم آن کوه سحرانگیز به ذهن سپرد.
او نخستین شعر خویش را در چهار سالگی به زبان ترکی آذربایجانی سرود . بی شک سرایش این شعر کودکانه ، گواه نبوغ و قریحه شگفت انگیز او بود.
شهریار شرح حال دوران کودکی خود را در اشعار آذربایجانیش بسیار زیبا،تاثیر گذار و روان به تصویر کشیده است.
طبع توانای شهریارتوانست در ابتدای دهه سی شمسی و در دوران میانسالی اثر بدیع و عظیم« حید ربابایه سلام» را به زبان مادریش بیافریند .
او در این منظومه بی همتا در خصوص دوران شیرین کودکی و بازیگوشی خود در روستای خشکناب سروده است:


قاری ننه گئجه ناغیل دییه نده ،
 
شب هنگام که مادر بزرگ قصه می گفت،
کولک قالخیب قاپ باجانی دویه نده،

بوران بر می خاست و در و پنجره خانه را می کوبید،
قورد کئچی نین شنگیله سین ییه نده،
 
هنگامی که گرگ شنگول و منگول ننه بز را می خورد،
من قاییدیب بیر ده اوشاق اولایدیم!
ای کاش من می توانستم بر گردم و بار دیگر کودکی شوم

  

شهریار دوران کودکی خود را درمیان روستائیان پاکدل آذربایجانی گذراند. اما هنگامی که به تبریز آمد مفتون این شهر جذاب و تاریخ ساز و ادیب پرور شد. دوران تحصیلات اولیه خود را در مدارس متحده ، فیوضات و متوسطه تبریز گذراند و با قرائت و کتابت السنه ترکی ، فارسی و عربی آشنا شد.
شهریار بعدا به تهران آمد و در دارالفـنون تهـران خوانده و تا کـلاس آخر مـدرسه ی طب تحـصیل کردو در چـند مریض خانه هـم مدارج اکسترنی و انترنی را گـذراند ولی د رسال آخر به عـلل عـشقی و ناراحـتی خیال و پـیش آمدهای دیگر از ادامه تحـصیل محروم شد و با وجود مجاهـدتهـایی که بعـداً توسط دوستانش به منظور تعـقـیب و تکـمیل این یک سال تحصیل شد، شهـریار رغـبتی نشان نداد و ناچار شد که وارد خـدمت دولتی بـشود؛ چـنـد سالی در اداره ثـبت اسناد نیشابور و مشهـد خـدمت کرد و در سال 1315 به بانک کـشاورزی تهـران داخل شد .

شهـریار در تـبـریز با یکی از بـستگـانش ازدواج کرده، که ثـمره این وصلت دودخـتر به نامهای شهـرزاد و مریم است.

از دوستان شهـریار مرحوم شهـیار، مرحوم استاد صبا، استاد نـیما، فـیروزکوهـی، تـفـضـلی، سایه وزاهدی رامی تـوان اسم بـرد.
وی ابتدا در اشعارش بهجت تخلص می کرد. ولی بعدا دوبار برای انتخاب تخلص با دیوان حافظ فال گرفت و یک بار مصراع:


«
که چرخ این سکه ی دولت به نام شهریاران زد»


و بار دیگر


«
روم به شهر خود و شهریار خود باشم»


آمد از این رو تخلص شعر خود را به شهریار تبدیل کرد.

اشعار نخستین شهریار عمدتا بزبان فارسی سروده شده است.
شهریار خود می گوید وقتی که اشعارم را برای مادرم می خواندم وی به طعنه می گفت:
"
پسرم شعرهای خودت را به زبان مادریت هم بنویس تا مادرت نیز اشعارت را متوجه شود!"
این قبیل سفارشها از جانب مادر گرامیش و نیز اطرافیان همزبانش، باعث شد تا شهریار طبع خود را در زبان مادریش نیزبیازماید و یکی از بدیعترین منظومه های مردمی جهان سروده شود.

شهـرت شهـریار تـقـریـباً بی سابقه است، تمام کشورهای فارسی زبان و ترک زبان، بلکه هـر جا که ترجـمه یک قـطعـه او رفته باشد، هـنر او را می سـتایـند.

منظومه «حیدر بابا سلام» در سال 1322 منتشر شد واز لحظه نشر مورد استقبال قرار گرفت.
"
حـیـدر بابا" نـه تـنـهـا تا کوره ده های آذربایجان، بلکه به ترکـیه و قـفـقاز هـم رفـته و در ترکـیه و جـمهـوری آذربایجان چـنـدین بار چاپ شده است، بدون استـثـنا ممکن نیست ترک زبانی منظومه حـیـدربابا را بشنود و منـقـلب نـشود.
این منظومه از آثار جاویدان شهریار و نخستین شعری است که وی به زبان مادری خود سروده است.
شهریار در سرودن این منظومه از ادبیات ملی آذربایجان الهام گرفته است.
منظومه حیدربابا تجلی شور و خروش جوشیده از عشق شهریار به مردم آذربایجان است ، این منظومه از جمله بهترین آثار ادبی در زبان ترکی آذری است، و در اکثر دانشگاههای جهان از جمله دانشگاه کلمبیا در ایالات متحده‌آمریکا مورد بحث رساله دکترا قرار گرفته است و برخی از موسیقیدانان همانند هاژاک آهنگساز معروف ارمنستان آهنگ جالبی بر آن ساخته است.

 

شهریار روح بسیار حساسی دارد. او سنگ صبور غمهای نوع انسان است.اشعار شهریار تجلی دردهای بشری است.
او همچنین مقوله عشق را در اشعار خویش نابتر از هر شعری عرضه داشته است.
در ایام جوانی و تحصیل گرفتار عشق نا فرجام ، پر شرری می گردد. عشق شهریار به حدیست که او در آستانه فارغ التحصیلی از دانشکده پزشکی ،درس و بحث را رها می کند و دل در گرو عشقی نا فرجام می گذارد :

دلم شکستی و جانم هنوز چشم براهت
شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت
در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست
اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت

 

اما این عشق زمینی بال پرواز او را بسوی عشق نامحدود آسمانی می گشاید.



قفسم ساخته و بال و پرم سوخته اند
مرغ را بین که هنوزش هوس پرواز است!
سالها شمع دل افروخته و سوخته ام ------------- تا زپروانه کمی عاشقی آموخته ام



عجبا که این عشق مسیر زندگی شهریار را تغییر دادو تاثیری تکان دهنده بر روح و جان شهریار نهاد و جهان روان او را از هم پاشید.



آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند----------- درشگفتم من چرا ازهم نمی پاشد جهان



این عشق نافرجام بحدی در روح و روان او ماندگار شد که حتی هنگام بازگشت معشوق، عاشق به وصل تن نداد .

آمدی جانم بقربانت ولی حالا چرا ------------ بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا!؟

شهریارهمانگونه که به سرزمین مادری و رسوم پدر خود عشق می ورزد اشعار بسیار نغزی در خصوص مقام مادر و پدر به زبانهای ترکی و فارسی سروده است:

گویند من آن جنین که مادر ------- از خون جگر بدو غذا داد
تا زنده ام آورد به دنیا ---------- جان کند و به مرگ خود رضا داد
هم با دم گرم خود دم مرگ --------- صبرم به مصیبت و عزا داد
من هرچه بکوشمش به احسان ------ هرگز نتوانمش سزا داد
جز فضل خدا که خواهد اورا --------- با جنت جاودان جزا داد

شهریار در شعر بسیار لطیف «خان ننه» آنچنان از غم فراق مادربزرگ عزیزش می نالد که گویی مادربزرگش نه بلکه مادرش را از دست داده است!

عـلاقـه به آب و خـاک وطن را شهـریار در غـزل عید خون و قصاید مهـمان شهـریور، آذربایـجان، شـیون شهـریور و بالاخره مثـنوی تخـت جـمشـید به زبان شعـر بـیان کرده است.

شهریار شاعر سه زبانه است. او به همه زبانها و ملتها احترامی کامل دارد. در اشعار او بر خلاف برخی از شعرای قومگرا نه تنها هیچ توهینی به ملل غیر نمی شود بلکه او در جای جای اشعارش می کوشد تا با هر نحو ممکن سبب انس زبانهای مختلف را فراهم کند. اشعار او به سه زبان ترکی آذربایجانی،فارسی و عربی است.

 

 

 

 

 

                           واما به زبان مادریم آذری

 

محمد حسین بهجت (شهریار) (۱۲۸۵ - ۱۳۶۷), ایرانین مشهور شاعیری، آذربایجان ترکجه‌سینده و فارس دیلینده بویوک اثرلر یارادیب. شهریار ۱۳۶۷ گونش ایلده وفات اتدی و اوز وصیتینه گوره تبریز ین مقبرةالشعرا مزارلقیندا دفن اولدو. اونون وفات گونو ایران‌دا میللی شعر گونو آدلانیب.

 

یاشایشی

شهریار ۱۲۸۵ گونش ایلینده تبریزده آنادان اولدو آتاسی حاج میر آقا خشگنابی تبریز ده وکالت ایشینه باخیردی. بو ایللرده ، تبریز و دیگر آذربایجان یئرلری چئتین بیر دورومدا یاشاییردیلار . آغیر دونیا محاربه لری بیر طرفدن و آذربایجانین باشینا یاغان بلالر هر بیر طرفدن ، او ایللرده مین لر آذربایجانلی نی یوردونو ترک ائتمه یه مجبور ائدیردی . محمد حسین بهجت بئله بیر دورومدا عایله سیله تبریزدن خشگناب کندینه کوچوب و اورادا اوشاقلیق گونلرین سووماغا مجبور قالیر. آنجاق بو گونلر اونون یارادیجیلیغینا ان بویوک بیر تمل کیمی اولور و سنه لر سونرا اونون ایزی شهریار آدلی بیر شاعیر اثرلرینده آیدین جا گورونور .


تهران دا یاشادیغی گونلرده ابوالحسن خان شیدا – شمس العلما – ملک الشعرا بهار – محمد علی ترقی – فرخی یزدی – عشقی – صادق هدایت – رضاخان هندی – درویش – نیما – سالار معتمد – کمال املک – حبیب سماعی .... و اونلار دیگر بئله آدلیم صنعت کار صنعت کارلار جمعینده ، بهجت شاعیر ، شهریار شاعیر ه آد دئیشیر آمما دوغروسو هئله ده بیر اوزه للیک و یئنی لیک مالیکی دئییل و دیگر یازیچی و شاعیرلر کیمی نه تک گئییم ده ، دورانیش دا ، سوژه لرده بئله ، بیر گلیشه دولوسو فورمادا یاشاییر و گونو گوندن آتا بابادان قالدیغی آغیر وارلیق لاری ایتیرمه ک یولوندا داهادا ایتی گئدیر . آنجاق بو یول آزقین لیغی واقعی حیاتیندا اولسادا ، شاعیر یوخو و غیب عالم لرده یئنه ده ایتیردیی یولو دوشونور و دیله گلیر

سر دو راه رسیدیم و سرنوشت این بود ____ برو پدر تو از آن سوی و من از این سویم

برس به دادم و این بند زانوان بگشای ____ به روز وعده که جان میرسد به زانویم

به شهر خویش اگر شهریار شیرین کار ____ به شهر غریب همان سائل سر کویم

بو آزقین لیق و یا دیگرگین لیک 1331 ایلینه کیمی داوام ائدیر . شهریارین آناسی بو ایلده وفات ائدیر . اونون وفاتی شهریارا آغیر بیر حوزون و غم یارادیر . آنجاق بو حوزون هامولار کیمی آنا اولوموندن دئییلمیش . شهریار اؤز کؤکونو دونیادان و یئر اوزوندن قیریلمیش و قورتولموش گورور . اونو بیر دهشت چولقاییر : ( من کیمه م ؟ ) سوزونو دونه – دونه دیله گلیر . آنادان آیریلماغی ، عینی وطن دن – دیل دن – مدنیت و کولتوروندن – بیرجه سوزده ( کوتوک دن ) قیریلماق گورور . الی و آیاغی هر یئردن اوزولوب ، اوزونو یئر ایله گوی آراسیندا آغیر بیر بوشلوق دا گورور . بئله بیر دوشونجه لر اونو اوزونه گئتیریر . نئچه ایل غفلت یوخوسوندان آیریلان لار کیمی بیر ایل دن آرتیق هئچ نه یازیب و دئمه ییر . بیر ایل دن سونرا تهرانین پاییزلی بیر گئجه سینده آناسینی یوخودا گورور و اوندان حلال لیق ایسته ییر . همین گئجه شهریار حیدربابا پوئماسی نین ایلک بولومون اصیل بیر عاشیق لارین قوشما وزنینده و اصیل بیر تورک دیلینده یارادیر .


آذربایجان خالقینین بو پوئمایا گوستردیی ماراق و ایسته ک بیر او قده ر یوخاری و غریبه دیر کی شهریار اوزوده اونا حیرت قالیر . ائل قوجاغینا دونموش بیر سورگون کیمی ، شهریار بو ایللرده تبریزه دونور و اوزو دئمیشکن : یئنی بیر حیاتی ساعاتین ضربه لری له باشلاییر . ( تبریزین بلدیه ساعاتی ضربه لری ) . آنجاق اوز وطنینده یازیب و یارادان شاعیر و یازیچی دا هئچ آز دئیلمیش ! اونلار
سهند کیمی باشینی بولوت لاردان آیرماییب و هر آن اوجا باش ایله و آچیق آنل ایله وطن قایغیسینا قالیب و اوز آنا دیللری کئشینده دایانمیش لار . شهریار بو سئرایا قوشولماق دا ایتیردیی کوکونو تاپیر و حیدر بابانین ایکینجی حیصه سینی تبریزده یازیر ( 1332 ) .

بو شاه اثر شهریاری دوغروسو ائلینه بیر شهریار ائدیر و آنا دیلینین معجزه سی بوردا گورونور . حیدربابااثری مین لر کس واسطه سی له ازبرله نیر ، اوخونور ، اون لار دیگر دیله چئوریلیر ، نومایشه یازیلیر و آذربایجان تورکجه سینده بیر دونوم نوقطه سی کیمی یئر آلیر . بو تاریخ دن سونرا شهریارین یازدیغی تورکجه شعرلر بیری بیریندن گوزه ل و معنالی دیر . بو ، شهریارین روحونون آلدیغی صیقلی گوستریر تا نهایت اونو دوغولدوغو گون کیمی اصیل بیر آذربایجانلی گوروروک

 



                               سال شمار زندگی شهریار


 1285 تولد در تبریز
1288 اقامت در روستای خشگناب ، تحصیلات مقدماتی در نزد پدر
1289 سرودن اولین شعر در 4 سالگی
1295 بازگشت به تبریز ، ادامه تحصیلات متوسطه در مدرسه " فیوضات " و "متحده " تبریز
1299 پایان سیکل اول متوسطه در تبریز و عزیمت به تهران
1300 ورود به مدرسه دارالفنون ، ادامه تحصیلات ، تخلص شهریار
1302 آغاز ماجرای شیفتگی شهریار
1303 پایان دوره متوسطه و ورود به مدرسه طب ، آشنایی با ملک الشعرای بهار ، ابوالحسن صبا ، ایرج میرزا و عارف قزوینی
1310 ناکامی در عشق و ترک تحصیل ، عزیمت به نیشابور، ملاقات با کمال الملک ، چاپ اولین مجموعه شعر ، استخدام در اداره ثبت استان خراسان
1312 عزیمت به مشهد ، آشنایی با دبای خراسان از جمله محمود فرخ ، گلشن آزادی و رضاخان عقیلی
1314 فوت پدر و بازگشت به تهران
1315 استخدام در بانک کشاورزی تهران
1317 سفر به بابل و دیدار با امیری فیروزکوهی
1320 آغاز سرایش منظومه ترکی "حیدربابایه سلام"
1321 دیدار با نیما یوشیج
1322 فوت برادر ، سرپرستی فرزندان وی
1325 گوشه گیری و آغاز زندگی عارفانه
1328 چاپ اولین دیوان شهریار با مقدمه ملک الشعرای بهار و سعید نفیسی
1331 مرگ مادر و سرودن غزل " ای وای مادرم "
1332 عزیمت به تبریز و ازدواج ، انتشار حیدر بابایه سلام
1333 تولد اولین فرزند شهریار
1343 انتشار جلد دوم حیدربابایه سلام
1344 بازنشستگی از بانک کشاورزی
1345 آشنایی با سهند و انتشار شعر سهندیه
1348 دریافت درجه استادی افتخاری از دانشگاه تبریز
1352 عزیمت به تهران
1356 مرگ همسر و بازگشت به تبریز
1363 برگزاری کنگره بزرگداشت استاد شهریار
1366 دوران بیماری ، دیدار با مقام معظم رهبری
1367 رحلت در بیست و هفتم شهریور

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم تیر 1386ساعت 23:35  توسط رضا محمدزاده  | 

مردان هنر 1

 

 

زندگی نامه استاد محمدرضا شجریان

استاد بی نظیر آواز

 

به سال 1319در شهر مقدس مشهدچشم به جهان هستی گشود پدر وپدربزرگ ایشان از صدائی زیبا و رسابرخوردار بودنداما جو فرهنگی آن زمان پدر را تنها به سمت قرائت قران می کشاند و آواز را در گوشه ای نهاده وتنها طنین صدای خود را معطوف به قرائت قران می نماید که در نوع خود بی نظیر بوده وجایگاه خاص خود را میابدوعده زیادی از جمله خود استاد محمدرضا شجریان در کلاس پدر کسب فیض می نماید.استاد در خصوص این دوره می فرملید

تمام وقت من از شش سالگی به خواندن قرآن با صدای خوش می گذشت . در دوازده سالگی شهره ی خاص و عام بودم و در مجامع بزرگ مذهبی و یا سیاسی آن موقع تلاوت اول برنامه با من بود. به علت توانایی در تلاوت قرآن با صدای خوش، چشم و چراغ همه اعضاء و دانش آموزان مدرسه و مردم بودم. در سال چهارم دبیرستان بر خلاف خواسته ام به دانشسرای مقدماتی رفتم و راه معلمی پیش گرفتم و از بیست سالگی به معلمی در دهات خراسان پرداختم. یک سال بعد ازدواج کردم با دختری که او هم معلم دبستان بود. همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او بر مشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم.

او به هردری می زد تا گوشه های آوازی را فراگیرد از هرکسی که اطلاعاتی در خصوص موسیقی داشت تحقیق می کرد هرچند کوتاه اما از برنامه های رادیوئی برای آموختن موسیقی بهره می برد . وی در دانشسرا از اوقات فراغت خود به خوبی بهره برده و از برنامه گلها و برنامه ساز تنها بهره برد

استاد که اهل طبیعت بود از کوه وصحرا برای تمرین آواز خویش استفاده کرد با سنتور آشنا شد و به قول خود استاد سنتور یار غار وی گردید

با شنیدن صدای سنتور استاد جلال اخباری شیفته او شد ودوستی بین آنان آغاز گردیدوتمرینات نت ونواختن اصولی سنتور آغاز شد

استاد در خصوص این دوران می فرماید:

همان ابتدای کار هم صدای سنتور مشقی ام بسیار بد بود به فکر افتادم که سنتوری بسازم. کمی نجاری می دانستم با زیر رو رو کردن تمامی کاروانسراها و چوب فروشی ها و با دادن یک انعام 5 توانی الوار پهن از چوب توت بیست ساله را پیدا کردم آن را مطابق اندازه ها بریدم . در ان زمان کسی در مشهد گوشی سنتور نمی فروخت ، مجبور شدم صد عدد میخ نمره شش بخرم و آن ها را با سوهان دستی کوچک کنم. این سنتور که دوازده خرکه بود ساخته شد و من با یک دلبستگی عجیب به این ساز ، تمرینات سنتورم را بیشتر کردم. با اینکه برای اولین بار بود چنین کاری کرده بودم و در مورد پل گذاری سنتور تجربه و اطلاعی نداشتم ولی سنتور صدای دلنشینی داشت. غیر از آن سنتور سنتورهای دیگری ساخته یا در حال ساخت داشتم که کا پل گذاری را برای موزون تر کردن صداها تا به حال ادامه داده ام و خوشبختانه به نتایج قابل توجهی هم رسیده ام . در نظر دارم در آینده کتاب یا جزوه ای درباره ی تجارب کار پل گذاری های گوناگون که روی سنتورها کرده ام همراه با نتایج آن ها منتشر کنم تا در این زمینه کار مفیدی انجام داده باشم

به سال 1345در امتحان شورای موسیقی شرکت کرد وتوانائی خود را به اساتیدی چون آقای مشیر همایون شهردار رییس شورا و آقایان حسنعلی ملاح ، علی تجویدی و مختاری و دیگران به اثبات رساند

 

                     

وی یک سال بعد وارد برنامه های رادیوئی گردید واین پایه ورود استاد به برنامه زیبای گلها گردیدو اینک مرور مختصری به وقایع به گفته خود ایشان

1319

تولد اول مهر ماه در مشهد

1324

اغاز خوانندگی های کودکانه در خلوت

1326

ورود به سال اول پانزدهم بهمن در مشهد.

1327

اموختن تلاوت قران در نزد پدر

1328

شرکت در مجمع تلاوت قران در نه سالگی.

1329

اغاز تلاوتهای قران در میتینگها و اجتماعات سیاسی ان سالها . گذراندن سال چهارم مدرسه در دبستان فرخی.

1331

تلاوت قران برای اولین بار در رادیو خراسان به دعوت رییس رادیو.

1332

قبولی در امتحانات شم ابتدایی با عنوان شاگرد ممتاز در بین دانش اموزان مشهد.اغاز تحصیل در دبیرستان شاه رضا.

1334

شرکت در مسابقات فوتبال دبیرستانهای مشهد.

1336

ورود به دانشسرای مقدماتی در مشهد.اشنایی با اقای جوان اولین معلم موسیقی شجریان ( معلم سرود و موسیقی دردوران تحصیل در دانشسرای مقدماتی در مشهد).

1338

اغاز همکاری با رادیو خراسان و اجرای اوازهای بدون ساز و قراعت قران برای رادیو به طور افتخاری.

1339

دریافت دیپلم دانشسرای مقدماتی و استخدامدر اموزش و پرورش و انتقال به بخش رادکان و تدریس در دبستان خواجه نظام الملک و اشنایی با سنتور.

1340

اشنایی با نت و فراگیری سنتور نزد اقای جلال اخباری و شروع سنتور سازی و تحقیق برای بهتر کردن صدای سنتور . جشن عقد کنان در 21 مهر ماه با دوشیزه فرخنده گل افشان در شهر قوچان.

1341

جشن عروسی در مشهد (در 20 مرداد ماه) و اغاز یک زندگی خانوادگی سی ساله با ایشان که حاصل ان سه دختر و یک پسر است.

1342

انتقال از بخش رادکان به روستای شاه اباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه اباد. تولد راحله فرزند اول در 2 مهر ماه در مشهد. ساختن اولین سنتور خود با چوب توت.

1344

تولد دختر دوم افسانه در 28 اردیبهشت ماه در مشهد.(افسانه بعدها با پرویز مشکاتیان ازدواج میکند).انتقال از شاه اباد به شهر مشهد و تدریس در کلاس ششم دبستان پهلوی از مهر ماه.شرکت در مسابقات والیبال معلما مشهد.

1345

انتقال از دبستان پهلوی به دبستان عبداللهیان مشهد و نظامت و معاونت دبتان مذکور.

1346

تدریس در دبستان های مشهد و انتقال در 25 اذر از مشهد به تهران.تدریس در دبیرستان صفوی . اغاز فعالیت با برنامه های رادیو ایران. اشنایی با استاد احمد عبادی. راه یابی به کلاس درس اواز استاد اسماعیل مهرتاش و انجمن خوشنویسان نزد استاد بوذری.اشنایی با رضا ورزنده (استاد سنتور) در تابستان همین سال. اجرا و ضبط اولین برنامه ی در رادیو ایران که با عنوان ((برگ سبز شماره ی 216 )) در شب جمعه 15 اذر ماه پخش شد.کار در رادیو با نام مستعار ((سیاوش بیدکانی)) تا سال 1350 خورشیدی و بعد در رادیو و تلویزیون با نام خودش. اشنایی با اسماعیل مهرتاش در کلاس اواز ایشان.

1347

انتقال از اموزش و پرورش به وزارت منابع طبیعی . راه یابی به کلاس خط استاد حسن میرخانی.

1348

تولد دختر سوم مژگان در 27 هردیبهشت ماه در تهران. تاسیس و شروع رادیو اف-ام به طریقه ی استریو فونیک و اجرای برنامه ی ((سه گاه)) به همراهی سه تار عبادی و تار مجد برای اولین بار به طریقه ی استریو . شرکت در جشن هنر شیرازبرای اولین بار. قبولی در امتحان خط (مرحله ی عالی) . راه یابی به کلاس خط استاد حسین میرخانی.

1349

اغاز همکاری با برنامه های تلویزیون ملی ایران در برنامه ی ((هفت شهر عشق)) غیره. قبولی در امتحان خط (مرحله ی ممتازی) انجمن خوشنویسان وزارت فرهنگ و هر . سفر به برغان با استاد حسین میر خانی (خطاط) ابراهیم بوذری (استاد خط شجریان) خسرو زعیمی ( مدیر عامل انجمن خوشنویسان)فرامرز پیل ارام(نقاش و استاد نقاشیخط شجریان).

1350

اشنای با استاد فرامرز پایور و مشق سنتور نزد ایشان و اموزش ردیف اوازی صبا نزد فرامرز پایور . اشنایی ئ همکاری با هوشنگ ابتهاج((ه . الف . سایه)در برنامه های (گل های تازه))رادیو.

1351

شروع تهیه ی برنامه های گلهای تازه توسط هوشنگ ابتهاج در رادیو و همکاری با او. اغاز فراگیری ردیف های اوازی و تصانیف قدیمی نزد استاد عبدالله دوامی.برگذاری کنسرتی در شمال ایران با منصور صهرمی و هنرمندان دیگر.دیدار و اشنایی با اقای دوامی به وسیله ی فرامرز پایور.

1352

اشنایی با استاد نور علی برومند و فراگیری شیوه ی اوازی سید حسن طاهر زاده نزد ایشان در مرکز خط ئ اشاعه ی موسیقی و اشنایی با هنر جویان مرکز: محمد رضا لطفیو ناصر فرهنگفرو حسین علیزاده و جلال ذوالفنون و گنجه ای و مقدسی و حدادی و دیگران.

1353

سفر برای کنسرت های هندو پاکستان و افغانستان با استاد احمد عبادی . سفر به چین و ژاپنن با احمد احرار و کریم فکور و حسین ملکو پرویز قاضی سعید به عنوان میهمانان ویژه برای گشایش پروازهایی به این دو کشور.

1354

تولد همایون در 30 اردیبهشت ماه در تهران . ماموریت رادیو و تلویزیون برای کنسرتهای فروردین در ایالات مختلف امریکا.انتقال از وزارت منابع طبیعی (به عنوان مهمور خدمت)به رادیو.قطع رابطه با مرکز اشاعه ی موسیقی و ادامه ی درس اواز در منزل استاد نورعلی برومند.

1355

شرکت در جشنواره ی توس (نیشابور)با فرامرز پایور , سایه, حسن ناهید, رحمت الله بدیعی, محمد اسماعیلی, عبدالوهاب شهیدی و هوشنگ ظریف.حضور در برنامه ی جشن هنر شیراز ( در حافظیه) با محمد رضا لطفی و فرهنگفر و اجرای برنامه ی ((راست پنجگاه)).کناره گیری رسمی و قطع رابطه ی کامل از رادیو در اسفند ماه.اجرای اواز در صفحات ردیف نوازی کانون پرورس فکری کودکان و نوجوانان . بهره گیری از محضر اقای برومند (در منزل خود استاد) شیوه ی اواز مرحوم طاهر زاده (اخرین جلسه روز چهار شنبه 29 دی ماه).فوت رضا ورزنده(29 دی ماه) و نور علی برومند (30 دی ماه) . اغاز ضبط تصانیف قدیمی با صدای عبدالله دوامی.

1356

اجرای برنامه ی ((نوا)) به همراهی محمد رضا لطفی و گروه شیدا در جشن هنر شیراز.اجرای موسیقی ((چهره به چهره)) و ((گلبانگ)) . کناره گیری از رایو به خاطر جو نامساعد. تاسیس شرکت دل اواز برای انتشار برنامه های خود.

1357

احراز مقام اول تلاوت قران سراسر کشور در مرداد ماه. اجرای بخشی از ((تلاوت قران)) .انتشار البوم ((گلبانگ))( دو نوار). همکاری در تاسیس کانون ((چاوش)) با هوشنگ ابتهاج و محمد رضا لطفیبرای ادامه ی فعالیت های موسیقی در خارج از رادیو تلویزیون(شجریان در انجا تدریس میکرد).

1358

اشنایی با فیلسوف یگانه استاد غلامرضا دادبه( جانسوز) در منزل استاد خط مرتضی عبدالرسولی ئ اغاز فراگیریی و شناخت بایگانی های فرهنگ و نوا ,... فرهنگ پهلوانی و جوانمردان , فرهنگ مادرنوایی .اجرای موسیقی ((خلوت گزیده)) .(( پیغام اهل راز)) ( شامل دو نوار : راز دل و انتظار دل).اخرین کنسرت ها با گروه پایوردر مهر ماه در تالار رودکی . کنسرت ماهور با محمد رضا لطفی و گروه شیدا در تالار رودکی و دانشکاه ملی در ابان ماه.

1359

فوت استاد دوامی . اجرای موسیقی ((عشق داند)) ( در ابو عطا) اجرای موسیقی ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پیغام اهل راز). انتشار نوار موسیقی ((پیغام اهل راز )) (شامل دو نوار : راز دل انتظار دل).

1361

اولین کنسرت در سفارت ایتالیا به همراهی پرویز مشکاتیان و ناصر فرهنگفر (آستان جانان) پس از سه سال کناره گیری از فعالیت های کنسرتی - اجرای موسیقی نوا (مرکب خوانی) و سر عشق ( ماهور) و بیداد

1362

اجرای موسیقی ((همایون مثنوی)) با منصور صارمی. اجرای موسیقی ((چهار گاه)) (با فرهنگ شریف) و دیگر اواز ها در برنامه های خصوصی.

1364

اجرای موسیقی ((گنبد مینا ))و ((جان عشاق)). انتشار نوار موسیقی ((بیداد)).

1365

انتشار نوارهای موسیقی (نوا)) ( مرکب خوانی ),((سر عشق)) (ماهور) و ((استان جانان)). ضبط ده اواز به همراهی ویولن حبیب الله بدیعی در مونیخ در منزل دکتر علی خادمی.

1366

اغاز کنسرت ها در اروپا پس از انقلاب و شروع همکاری با گروه عارف . اجرای موسیقی ((دود عود)) ,((دستان))و...

1367

برگذازی سه شب کنسرت برای بزرگداشت حافظ در تالار رودکی( وحدت).انتشار نوار ((دستان)).

1368

اجرای ((ماهور)) و ((ابو عطا)) در کنسرت های بهاره در اروپا با پیرنیاکان, جمشید عندلیبی, و اعیان. اجرای ((نوا)) و ((افشاری)) در کنسرت های پاییزه اروپا به همراهی مشکاتیان و گروه عارف و دو شب کنسرت در اسفند ماه به دعوت شهردار بارسلون در این شهر به همکاری نی حسین عمومی , تار طلایی و تنبک شمیرانی.

1369

سفر به تاجیکستان به دعوت خصوصی وزیر فرهنگ و هنر تاجیکستان پرده برداری از پیکره ی باربد و دو شب کنسرت در کاخ باربد به همراه کمانچه ی محمود تبریزی زاده , سه تار رضا قاسمی , و تنبک مجید خلج. کنسرتهایی در امریکا به همراهی پیرنیاکان عندلیبی و اعیان. اجرای مو سیقی ((سرو چمان)) , (( پیام نسیم)) , و ((دل مجنون)) ( هر سه در امریکا). کنسرت شجریان برای زلزله زدگان رودبار در لس انجلس. سخنرانی در پنج دانشگاه معتبر امریکا برای دانشجویان و محققین.

1370

برگذاری پنج شب کنسرت در پارک ارم و هشت شب کنسرتهای افتخاری برای مردم جنوب شهر تهراندر فرهنگسرای بهمن ( کشتارگاه سابق تهران) در اسفند ماه.برگذاری کنسرت شکوهمندی به مدت پنج شب در محوطه ی چهل ستون اصفهان.کنسرتهای اروپا با جهاندار و گروه اوا . جدایی از همسر اول خانم فرخنده گل افشان. اجرای موسیقی ((دل شدگان)) و ((اسمان عشق)). انتشار نوارهای موسیقی ((سرو چمان)) , ((پیام نسیم)),(( دل مجنون)) و (( خلوت گزیده)).

1371

ازدواج با همسر دوم خانم کتایون خوانساری. کنسرتهای مرحله ی دوم در امریکا با داریوش پیر نیاکان ,جمشید عندلیبی و همایون شجریان ( اگوست تا نوامبر) .برنامه ای با هابیل علی اف و همایون شجریان در سالن تالار رودکی(وحدت) ,تهران. اجرای موسیقی ((یادایام)) . انتشار نوارهای ((دل شدگان )) و ((اسمان عشق)).

1372

انتشار گزارشی همراه با گفتگویی با شجریان تحت عنوان (( محمد رضا شجریان استاد اواز ایران کجاست؟)) در نشریه ی نوید فضیلت,شماره ی 16 ,سال 2, مهر ماه ,تهران. اجرای(( سه گاه )) و (( راست پنجگاه)) در کنسرتهای اروپایی به همراهی محمد رضا لطفی و مجید خلج در تابستان.

1373

اجرا برنامه ی ((قاصدک)) در کنسرتهای دور اروپا با پرویز مشکاتیان و همایون شجریان.

1374

کنسرتهای اصفهان,شیراز,ساری, کرمان, و سنندج با گروه اوا.برگذاری کنسرتی در اروپا با محمد رضا لطفی در ابات ماه.اجرای موسیقی ((چشمه ی نوش)) در ( فرانسه).انتشار نوارهای موسیقی ((همایون مثنوی)) ,(( گنبد مینا )),(( جان عشاق)), چشمه ی نوش))و (( یاد ایام)). اجرای موسیقی ((در خیال)).

1375

درگذشت پدر در 18 اذر ماه در سن 85 سالگی.اجرای موسیقی ((رسوای دل)) در دبی.انتشار موسیقی(( در خیال)) . انتشار نوار موسیقی ((ساز قصه گو)) ( اواز سه گاه در انتشار مجدد, البوم پیغام اهل راز).

1376

تولد پسر دوم رایان (از ازدواج دوم) در ونکوور کانادا.اجرای برنامه های((سه گاه)) و ((ماهور)) در کنسرتهای دور اروپا با همکاری داریوش طلایی, سعید فرجپوری و اهمایون شجریان در پاییز .اجرای موسیقی(( شب ,سکوت , کویر)) .اجرا و انتشار موسیقی ((معمای هستی)) در کلن, المان. اجرا و انتشار موسیقی ((شب وصل)). انتشار نوار موسیقی ((رسوای دل)). انتشار نوار موسیقی ابوعطا((عشق داند)).

1377

اجرای کنسزتهای تهران,اصفهان, و دور اروپا با گروه اوا. برگذاری کنسرت درامریکا در شهریور ماه.اجرای (( ارام جان )) .انتشار نوار ((پیام نسیم). انتشار نوار موسیقی ((شب ,سکوت, کویز)). انتشار نوار موسیقی((چهره به چهره)).انتشار نوار موسیقی((راست پنجگاه)).

1378

اجرای ((ماهور)) و((افشاری)) در پنج کنسرت به نفع دانش اموزان در شهر هشتگرد.بریافت جایزه ی پیکاسو ئ دیپلم افتخار یونسکو تز دبیر کل یونسکو ((اقای مایور)) در پاریس, شهریور ماه. انتشار نوار ((ارام جان)) . اجرای ((اهنگ وفا)) .انتشار نوار ((تلاوت قران)) (1) و (2).

1379

انتشار کتاب((راز مانا)) ( زندگی,دیدگاه و اثار استاد اواز ایران, محمد رضا شجریان)کار محمد جواد غلامرضا کاشی ,محسن گودرزی, و علی اصغر رمضانپور, نشر کتاب فردا, چاپ اول تهران.اجرای برنامه ی ((نوا ))و ((داد و بیداد)) (زمستان) در کنسرتهای دور اروپا و امریکا و کانادا به همراهی حسین علیزاده,کیهان کلهر و همایون شجریان. عمل جراحی کلیه و دهانه های معده در واشنگتن در 20 اسفند ماه.

1380

عمل جراحی برای چسبندگی روده در تهران در ابان ماه.

1381

اجرای برنامه ی (( راست پنجگاه ))و(( مرکب خوانی)) در کنسرتهای دور اروپا و کانادا با حضور حسین علیزاده, کیهان کلهر و همایون شجریان. انتشار نشریه ی (( دفتر هنر )) شماره ی 15, ویژه ی محمد رضا شجریان ,در اسفند ماه ,در کالیفرنیا.

آثار

  • "سرود مهر" این اثردر آواز بیات ترک و افشاری به همراه اثر قبل به صورت همزمان اجرا و انتشار یافته است
  • "ساز خاموش"در آواز دشتی، سال ۱۳۸۴ اجرا و سال ۱۳۸۶ انتشار یافته است.
  • جام تهی، اردیبهشت ۱۳۸۴(که در این سال به صورت رسمی بیرون آمد ولی ضبط آن به دهه پنجاه بر می‌گردد)
  • فریاد، ۱۳۸۳
  • بی تو به سر نمی‌شود، ۱۳۸۱
  • زمستان است، ۱۳۷۹
  • بوی باران ۱۳۷۸
  • آرام جان، ‌۱۳۷۸
  • آهنگ وفا، ۱۳۷۸
  • تلاوت قرآن ۱و ۲، ۱۳۷۸
  • شب، سکوت، کویر، ۱۳۷۷
  • چهره به چهره،‌۱۳۷۷
  • راست پنجگاه، ۱۳۷۷
  • معمای هستی، ۱۳۷۶
  • شب وصل، ‌۱۳۷۶
  • رسوای دل، ۱۳۷۶
  • عشق داند، ۱۳59
  • ساز قصه‌گو، ۱۳۶۷
  • در خیال، ۱۳۷۵
  • پیغام اهل دل، ۱۳۷۵
  • همایون مثنوی، اجرا ۱۳۶۳، انتشار ۱۳۷۴
  • گنبد مینا، ۱۳۷۴
  • جان عشّاق، ۱۳۷۴
  • چشمهٔ نوش، ۱۳۷۴
  • یاد ایام، ۱۳۷۴
  • دلشدگان، ‌۱۳۷۱
  • آسمان عشق، ۱۳۷۱
  • سرو چمان، ۱۳۷۰
  • خلوت گزیده،‌۱۳۷۰
  • دل مجنون، ‌۱۳۷۰
  • پیام نسیم، ۱۳۷۰
  • دستان، ۱۳۶۷
  • دود عود، ۱۳۶۷
  • نوا، ۱۳۶۵
  • مرکب خوانی، ‌۱۳۶۵
  • سر عشق، ۱۳۶۵
  • ماهور، ۱۳۶۵
  • آستان جانان' 1362
  • بیداد، ‌۱۳۶۴
  • پیغام اهل راز (راز دل و انتظار دل)،‌ ۱۳۵۸
  • گلبانگ، ۱۳۵۷
  • برنامه گلهای ۲۳، ۲۵، ۴۱، ۷۱، ۷۷، ۱۰۷، ۱۲۱، ۱۳۳، ۱۴۱، ۱۴۷، ۱۵۸، ۱۶۰
  • سپیده
  • به یاد عارف
  • بت چین
  • دولت عشق
  • جان جان
  • رباعیات خیام
  • قاصدک
  • قرآن در دستگاه فارسی که پس از فوت پدرشان با نام به یاد پدر ۱ و ۲ به بازار آمد

کنسرت‌ها

  • كنسرت فرانسه ۱۳۸۵
  • کنسرت  لندن ، (کوئين اليزابت هال) ۱۳۸۴
  • تهران،(تالار کشور) آذرماه ۱۳۸۴
  • همنوا با بم، تهران(تالار کشور )، دیماه ۱۳۸۲
  • ‌ مرکب‌خوانی، اروپا و کانادا، ۱۳۸۱
  • ‌ راست پنجگاه، اروپا و کانادا، ‌۱۳۸۱
  • ‌ نوا، اروپا، امریکا و کانادا،‌ ۱۳۷۹
  • ‌ داد و بیداد، اروپا، امریکا و کانادا،‌ ۱۳۷۹
  • ‌ زمستان، اروپا، امریکا و کانادا،‌ ۱۳۷۹
  • کنسرت شور (تالار وحدت) ۶۷

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم خرداد 1386ساعت 8:50  توسط رضا محمدزاده  | 

مردان علوم 1

                                                         پروفسورحسابی

 وی به سال 1281  تهران زاده شد. پس از سپري نمودن چهار سال از دوران كودكي در تهران,  شامات گرديدند. در هفت سالگي تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت, با تنگدستي در مدرسه كشيش هاي فرانسوي آغاز كردند و همزمان, توسط مادر (خانم گوهرشاد حسابي)  تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفتند.دربیروت پدرتجدید فراش کرد وبه همین سبب همسراولش را به همراه دو فرزندش ، محمود ومحمد،  به دلیل مقررات ازسفارتخانه اخراج کرد وهیچ کمکی هم به آنان نکرد. این دوران ، دوران فقروتنگدستی برای محمود ومادروبرادرش بود   دکترمحمودحسابی حافظ قران بودو به آن اعتقادي بس عظیم  داشتند. وی به ادبیات سنتی کشورش عشق می ورزید ديوان حافظ را از برداشته و به بوستان و گلستان سعدي, شاهنامه فردوسي, مثنوي مولوي, منشات قائم مقام اشراف كامل داشتند.

 شروع تحصيلات متوسطه ايشان مصادف با آغاز جنگ جهاني اول, و تعطيلي مدارس فرانسوي زبان بيروت بود. از اين رو, پس از دو سال تحصيل در منزل براي ادامه به كالج آمريكايي بيروت رفتند و در سن هفده سالگي ليسانس ادبيات, در سن نوزده سالگي, ليسانس بيولوژي و پس از آن مدرك مهندسي راه و ساختمان را اخذ نمودند. در آن زمان با نقشه كشي و راهسازي, به امرار معاش خانواده كمك مي كردند. استاد همچنين در رشته هاي پزشكي, رياضيات و ستاره شناسي به تحصيلات آكادميك پرداختند.

وی  سرانجام رشته فیزیک را برای ادامه تحصیل انتخاب کرد و توانست در 25 سالگی در جه دکتری خود را دررشته فیزیک با دفاع از رساله خود با عنوان "حساسیت  سلولهای فتو الکتریک " دریافت دارد . او بعدها جزء برترین شاگردان انیشتن شد . دکتر حسابی در بازگشت به وطن تاسیس دانشگاه تهران را پیشنهاد داد و خود معمار دانشکده فنی آن شد و تا آخرین روز های عمرریاست گروه فیزیک این دانشکده را به عهده داشت . دکترحسابی دردوران نخست وزیری مصدق وزیرفرهنگ دولت او شد . پروفسورحسابی به چهارزبان انگلیسی ، فرانسه ، آلمانی وعربی سخن می گفت وبه زبانهای سانسکریت ، لاتین ، یونانی ، پهلوی ، اوستایی ، ترکی و ایتالیایی تسلط داشت

شركت راهسازي فرانسوي كه استاد در آن مشغول به كار بودند, به پاس قدرداني از زحماتشان, ايشان را براي ادامه تحصيل به كشور فرانسه اعزام كرد و بدين ترتيب در سال1924 (م) به مدرسه عالي برق پاريس وارد و در سال 1925 (م) فارغ التحصيل شدند.

همزمان با تحصيل در رشته معدن, در راه آهن برقي فرانسه مشغول به كار گرديدند و پس از پايان تحصيل در اين رشته كار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ايالت "سار" آغاز كردند. سپس به دليل وجود روحيه علمي, به تحصيل و تحقيق, در دانشگاه سوربن, در رشته فيزيك پرداختند و در سال 1927 (م) در سن بيست و پنج سالگي دانشنامه دكتراي فيزيك خود را , با ارائه رساله اي تحت عنوان "حساسيت سلول هاي فتوالكتريك", با درجه عالي دريافت كردند.

استاد با شعر و موسيقي سنتي ايران و موسيقي كلاسيك غرب به خوبي آشنايي داشتند وايشان در چند رشته ورزشي موفقيت هايي كسب نمودند كه از آن ميان مي توان به ديپلم نجات غريق در رشته شنا اشاره نمود.

ازآن دانشمند فقید بیست وپنج مقاله وکتاب به زیورطبع آراسته شده است . دکترحسابی درسال 1990 میلادی به عنوان مرد نخست علمی جهان معرفی شد ودرسال 1366 درکنگره 60 سال فیزیک کشور لقب پدر فیزیک ایران را به خود گرفت

پروفسور حسابي به دليل عشق به ميهن و با وجود امكان ادامه تحقيقات در خارج از كشور به ايران بازگشت و با ايمان و تعهد, به خدمتي خستگي ناپذير پرداخت تا جوانان ايراني را با علوم نوين آشنا سازد. پايه گذاري علوم نوين و تاسيس دارالمعلمين و دانشسراي عالي, دانشكده هاي فني و علوم دانشگاه تهران, نگارش ده ها كتاب و جزوه و راه اندازي و پايه گذاري فيزيك و مهندسي نوين, ايشان را به نام پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران در كشور معروف كرد. حدود هفتاد سال خدمت علمي ايشان در گسترش علوم روز و واژه گزيني علمي در برابر هجوم لغات خارجي و نيز پايه گذاري مراكز آموزشي, پژوهشي, تخصصي, علمي و ..., از جمله اقدامات ارزشمند استاد به شمار مي رود كه براي نمونه به مواردي اشاره مي كنيم:

_ اولين نقشه برداري فني و تخصصي كشور

_ اولين راهسازي مدرن و علمي ايران

_ پايه گذاري اولين مدارس عشايري كشور 

_ پايه گذاري دارالمعلمين عالي 

_ پايه گذاري دانشسراي عالي 

_ ساخت اولين راديو در كشور 

_ راه اندازي اولين آنتن فرستنده در كشور 

_ راه اندازي اولين مركز زلزله شناسي كشور 

_ راه اندازي اولين رآكتور اتمي سازمان انرژي اتمي كشور 

_ راه اندازي اولين دستگاه راديولوژي در ايران 

_ تعيين ساعت ايران 

_ پايه گذاري اولين بيمارستان خصوصي در ايران, به نام بيمارستان "گوهرشاد" 

_ شركت در پايه گذاري فرهنگستان ايران و ايجاد انجمن زبان فارسي 

_تدوين اساسنامه طرح تاسيس دانشگاه تهران 

_ پايه گذاري دانشكده فني دانشگاه تهران 

_ پايه گذاري دانشكده علوم دانشگاه تهران 

_ پايه گذاري شوراي عالي معارف 

_ پايه گذاري مركز عدسي سازي اپتيك كاربردي در دانشكده علوم دانشگاه تهران 

_ پايه گذاري بخش آكوستيك در دانشگاه و اندازه گيري فواصل گام هاي موسيقي ايراني به روش علمي 

_ پايه گذاري و برنامه ريزي آموزش نوين ابتدايي و دبيرستاني 

_ پايه گذاري موسسه ژئوفيزيك دانشگاه تهران 

_ پايه گذاري مركز تحقيقات اتمي دانشگاه تهران  

_ پايه گذاري اولين رصدخانه نوين در ايران 

_ پايه گذاري مركز مدرن تعقيب ماهواره ها در شيراز 

_ پايه گذاري مركز مخابرات اسدآباد همدان 

_ پايه گذاري انجمن موسيقي ايران و مركز پژوهش هاي موسيقي 

_ پايه گذاري كميته پژوهشي فضاي ايران 

_ ايجاد اولين ايستگاه هواشناسي كشور (در ساختمان دانشسراي عالي در نگارستان دانشگاه تهران) 

_ تدوين اساسنامه و تاسيس موسسه ملي ستاندارد 

_ تدوين آيين نامه كارخانجات نساجي كشور و رساله چگونگي حمايت دولت در رشد اين صنعت 

_ پايه گذاري واحد تحقيقاتي صنعتي سغدايي

_ راه اندازي اولين آسياب آبي توليد برق (ژنراتور) در كشور 

_ ايجاد اولين كارگاه هاي تجربي در علوم كاربردي در ايران 

_ ايجاد اولين آزمايشگاه علوم پايه در كشور

او درسال 1371 دربیمارستان دانشگاه ژنوبه هنگام معالجه قلبی دارفانی را وداع گفت . ازنکات جالب توجه این دانشمند وفیزیکدان هموطن دلبستگی ویژه به مفاخرایرانی اسلامی بود که ازجمله می توان به تعلق خاطرایشان به زبان فارسی یاد کرد ، به همین سبب وی برای واژه های دخیل درفارسی، معاد لیابی می کرد که نتایج زحماتش درفرهنگنامه ای گرد آمده که توسط انتشارات وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی چاپ شده است.      

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم خرداد 1386ساعت 22:24  توسط رضا محمدزاده  | 

فلاسفه مشهور 1

هوالعلیم

 

 

سلام دوستان و یاران

برآنیم تا از کوچه پس کوچه های تاریخ گذری هرچند مختصر بزنیم ودامنی از گلستان جهان به اندازه وسع گرد کنیم وتقدیم دوستان . تا چها افتد وچه در نظر آید. تصمیم بر این است که تا ازمیان فلاسفه و ادبای ادبیات و هنرمندان ومشاهیر علوم جهت شناخت ویا یاد آوری مختصری به قلم آریم در این راه امید است دوستان نیز با مهر وعطوفت خویش کاستی ها را برما ببخشایند وبه لطف دستمان گیرند .

 یاعلی

 

 

 ابن خلدون ------ ( فیلسوف)

 

فیلسوف وجامعه شناس ومورخ مشهورجهان اسلام ولی الدین عبدالرحمن بن محمد ( ابن خلدون) به سال 732 ه. ق در تونس چشم به جهان هستی گشود. وی از همان اوان کودکی آنی از آموختن سر بر نتافت . عبدالرحمن آموزش‌های آغازین را را نزد پدرش فراگرفت و سپس نزد علمای تونسی قران وتفسیروفقه، حدیث، علم رجال وتاریخ فن شعر، فلسفه ومنطق آموخت.وی کارهای دولتی ومناصب مختلف سیاسی را تجربه کرد . و آنگاه به تدریس در دانشگاه الازهر پرداخت ومدتی ریاست این دانشگاه معتر را بر عهده داشت .

ابن خلدون به مقام قاضی القضات نیز منصوب گشت . وی قرنها قبل از ویکو تاریخ را علم نامید وقرنها قبل از آگوست کنت جامعه شناسی را علم عمران نام نهاد او به حق پایه گذار علم جامعه شناسی در جهان است .

کتاب مشهور وی (( العبر ودیوان المبتداء والخبرفی الایام العرب والعجم والبریر)) است این کتاب به مقدمه ابن خلدون مشهور است که از نخستین وارزشمندترین کتب فلسفه و جامعه شناسی است

ابن خلدون به سال 808 ه .ق در قاهره وفات وهمانجا دفن گردید

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم خرداد 1386ساعت 16:51  توسط رضا محمدزاده  |